تبليغاتX
بارجلون

مركز كل آمار در قدس اشغالي در گزارش سالانه ي خود كه سال گذشته منتشر شد، «شيعيان رسمي» در اسرائيل را نزديك به 600 نفر اعلام كرد، اما اين عدد را قابل اطمينان ندانست. غير دقيق بودن اين آمار از اين روست كه شيعياني در اسرائيل وجود دارند، كه به اين مذهب گرويده اند و به صورت «سري» مراسم ديني خود را برگزار و به گونه اي عمل مي كنند كه كار شناسايي آنان براي اسرائيلي ها مشكل باشد.

«ما شيعيان و پيروان مذهب راستين، عقل اين ملت را اصلاح مي كنيم و آن را آنگونه كه خدا در كتابش آورده است. آراسته و وارسته خواهيم كرد.» «اي خداوند بخشنده! به سيد حسن نصرالله، و پرچم دار تشيع آقاي رئيس جمهور احمدي نژاد بركت ارزاني دار و او را ياري كن و بلا را از آن ها دور كن» .

اين ها سخنان شيعيان لبنان و پيروان «حزب الله» يا برخي از شيعيان ايران يا شيعيان ساكن مناطق شيعي مذهب نيست، بلكه جزئي از دعاهايي است كه برخي از مسلمانان شيعه در دل سرزمين هاي فلسطين اشغالي تكرار مي كنند. اين پديده را برخي رسانه ها و نهادهاي پژوهشي در تل آويو گزارش دادند، كه باعث نگراني رؤساي دستگاه سياسي و امنيتي رژيم صهيونيستي شده است. رسانه هاي گروهي اين پديده را خطرناك ترين تهديد عليه اسرائيل توصيف نمودند.

شماري از گروه هاي شيعي مذهب در اسرائيل فعال اند كه به شكلي طبيعي در حال رشد هستند و با نهادها و گروه هايي ارتباط برقرار كرده اند كه از نظر رژيم صهيونيستي بسيار خطرناك اند.

"آمار"

مركز كل آمار در قدس اشغالي در گزارش سالانه ي خود كه سال گذشته منتشر شد، «شيعيان رسمي» در اسرائيل را نزديك به 600 نفر اعلام كرد، اما اين عدد را قابل اطمينان ندانست. غير دقيق بودن اين آمار از اين روست كه شيعياني در اسرائيل وجود دارند، كه به اين مذهب گرويده اند و به صورت «سري» مراسم ديني خود را برگزار و به گونه اي عمل مي كنند كه كار شناسايي آنان براي اسرائيلي ها مشكل باشد؛ زيرا در صورت شناسايي شدن توسط اسرائيلي ها، كار براي آنان مشكل خواهد شد، لذا تعداد شيعيان در سرزمين هاي اشغالي بسيار بيش از اين عدد است.

سايت كانال هفت يمن در صفحه اي كه توسط عرب هاي ساكن اسرائيل اداره مي شود، با استناد به "منابع امنيتي مطلع"، شمار شيعيان اسرائيل را ده برابر تعداد اعلام شده توسط مركز آمار اسرائيلي؛ يعني نزديك به 6000 نفر اعلام نمود، كه اين رقم با گرايش صدها نفر از عرب هاي اسرائيل به تشيع به 10 هزار نفر هم مي رسد. اين افراد به دليل نااميدي از اصلاح اوضاع موجود و نيز «بحران هاي سياسي و اجتماعي» كه عرب ها با آن روبرو هستند، «راه حل شيعي» را راهي براي گريز از اين بحران مي بينند.

جالب اين جاست كه اين آمار موجب نگراني اسرائيلي ها شده است؛ زيرا وجود اين مذهب در اسرائيل و نفوذ آن، خود به تنهايي بحران و مشكل بسيار بزرگي به شمار مي آيد و به معناي پيروزي چند تئوري ضد اسرائيلي است. يكي از اين نظريه ها، تئوري صدور انقلاب شيعي ايران به خارج از مرزهاي خود است، كه يكي از اصول انقلاب اسلامي در تهران است و تهران موفق شده است كه در قلبِ كشور دشمنش (اسرائيل) به اين مهم دست يابد. هم چنين بايد پيروزي فكري و استراتژيك حزب الله بر اسرائيل و موفقيت اين حزب در جذب افراد جديد به اين مذهب را نيز به شمار آورد كه به يمن پيروزي نظامي اخيرش به دست آمد.

در اين گزارش هم چنين آمده است، كه عرب هاي اسرائيلي كه به اين مذهب گرايش دارند از زمان برپايي حكومت در سال 1948، فعاليت هاي ديني خاصي را به هدف جذب افراد بيشتري به اين مذهب دنبال مي كنند. اين مسئله باعث نگراني هاي ويژه اي شده است. اين پژوهش از گزارش دو ماه پيش مائيردغان رئيس دستگاه امنيتي "اسرائيل" موساد به نخست وزير اسرائيل ايهود اولمرت پرده برداشت. در اين گزارش مائير دغان به اولمرت خبر داد، كه شماري از پيروان جنبش اسلامي در اسرائيل به رهبري شيخ رائد صلاح در شمال، و شيخ ابراهيم مرمور در جنوب به مذهب تشيع گرويده اند و در مناطق عربي؛ نظير كفركنا، الناصره، شفاعمرو، الجليل، المثلث، يافا، مجدالكرم و النقيب منتشر شده اند و گردهم آيي هاي «سري» شيعيان را به صورت دوره اي برگزار مي كنند.

همچنين روشن شد كه رابطه ي رژيم صهيونيستي و مذهب تشيع به گذشته ي دوري باز مي گردد و شيعيان از ديرباز در سرزمين تاريخي فلسطين و پاره اي از مناطق شمالي در مرزهاي كنوني لبنان و سوريه زندگي مي كردند. و شماري از اين مناطق شاهد اتفاقات ديني و تاريخي متعلق به شيعيان بوده است، كه كفرمندا و كفركنا يا حتي شفا عمرو و مجدالكرم كه در حال حاضر در فلسطين اشغالي قرار دارند از آن جمله اند. شيعيان پيش از برپايي اسرائيل در اين منطقه مي زيستند. تعدادي از اين شيعيان مجبور به خروج از فلسطين اشغالي شدند، كه بخش بزرگي از آن ها به عراق رفتند و بقيه به سوريه و برخي به كشورهاي خليج و مصر پناه بردند.

به تازگي سخن از شيعيان در مصر بالا گرفته است. اين گزارش روشن مي سازد كه شمار زيادي از شيعيان مصر از عرب هاي فلسطيني الاصل هستند كه به دليل فشارها و سياست هاي نظامي سازمان هاي مسلح يهودي مجبور به ترك سرزمين خود شده اند. ده ها فلسطيني كه در مناطقي؛ مانند بالماح و هاغاناه ساكن بودند و به مذاهب مختلف گرايش داشتند، از سرزمين خود گريختند و در جهان پراكنده شدند.

نام برخي از شخصيت هاي شيعي فلسطيني كه از اولين پيروان اين مذهب بودند در اين گزارش ذكر شده است، كه شيخ عبدالرافع محاجنه و شيخ لوي داود و شيخ محمد زحالقه از مهمترين پرچم داران مذهب تشيع بودند، كه از آن دفاع كردند.

روشن است كه تعدادي از گروه هاي ساده ي شيعي؛ مانند «فرزندان عبدالرافع» در پاره اي از مناطق عربي اسرائيل به شكل رسمي فعاليت مي كنند و حتي مانند ديگر گروه هاي ديني يهودي يا مسيحي كه در اسرائيل پراكنده اند از حكومت، كمك مالي دريافت مي كنند. به طور مثال گروه «فرزندان عبدالرافع» در ژوئيه ي گذشته از حكومت اسرائيل خواست كه به شيعيان فلسطين اشغالي اجازه دهد كه به زيارت اماكن مقدسه در عراق؛ مانند «نجف» و «كربلا» يا اماكن مقدس ديگر در ايران، مانند «قم» بروند، اما حكومت و دستگاه امنيتي به شدت اين درخواست را رد كردند. اين مساله همچنان در دادگاه ويژه اي در حال بررسي است، اما اخيراً به دليل سفر برخي از اعضاي عرب كنيسه به سوريه و لبنان، قانوني در اسرائيل به تصويب رسيد كه در آن اسرائيلي ها اجازه ي سفر به كشورهايي؛ مانند ايران كه به صراحت دشمني خود را با اسرائيل اعلام مي كنند و مايل به پاك كردن آن از نقشه ي جهان هستند، را ندارند.

در كنار انجمن «فرزندان عبدالرافع»، انجمن ديگري با نام «شيعيان حقيقي» در منطقه ي المثلث العربيه در اسرائيل به شكلي سري به فعاليت مشغول است و به همين دليل توجه بسياري از رسانه هاي گروهي اسرائيلي را به خود جلب نموده است. اين توجه زماني فزوني يافت، كه اين انجمن بيانيه اي صادر نمود كه در آن خواستار اعلان رسمي شيعه به عنوان يك اقليت ديني كه در عرصه ي سياسي رژيم صهيونيستي تاثيرگذار است، شد. در اين بيانيه آمده است: به هيچ وجه نبايد سياست را با دين آميخت و يادآور مي شود، كه امريكايي ها به شيعيان عراق كمك بسياري كردند و به عنوان نمونه آن ها را به حكومت رساندند و در موارد زيادي به آن ها ياري رساندند. با توجه به اين كه هيچ متن شيعي وجود ندارد، كه دشمني با يهوديان يا دشمني با غرب يا ايالات متحده را تشويق كند ، حكومت اسرائيل به عنوان يك «حكومت آزاد» بايد پيروان اين مذهب را به رسميت بشناسد و هويت شيعي آن ها را در كارت شناسايي آن ها ذكر نمايد.

جالب اين است كه اين گروه، چند هفته پيش از انتشار اين بيانيه، چندين بيانيه ي ديگر صادر كرده بود كه در آن ها هرگونه همكاري با عرب هاي سني و رهبران بزرگ جنبش اسلامي تحريم شده بود، كه «حماس» و «جهاد اسلامي» و ديگر گروه هاي فعال در سرزمين اشغالي از آن جمله اند؛ زيرا آن ها امام علي بن ابيطالب را تقديس نمي كنند، و همچنين اين گروه اعلام كرد كه مسلمانان سني در طول تاريخ «رنج»هاي فراواني را به شيعيان تحميل كردند.

وقتي اين بيانيه در منطقه ي المثلث، كه يك منطقه ي مذهبي تندرو است منتشر شد، باعث برانگيختن پاره اي از واكنش ها گرديد؛ زيرا اين بيانيه را هيچ شخص حقيقي امضا نكرده بود و نسخه اي كه در رسانه هاي گروهي نشان داده شد تنها نام «شيعيان حقيقي» را در خود داشت. اين تشكل در تلاش است كه از طريق پست الكترونيكي و انتشار بيانيه ها از طريق كاربران اينترنت در اسرائيل با برخي از عرب هاي اسرائيل ارتباط برقرار كند.

البته گروه هاي ديگري، مانند «شيعه ي ابرار» و «فرزندان حسين» و «شيعه در دل ها» در اسرائيل فعال هستند كه بيانيه هاي مشابهي را منتشر مي كنند. تمام اين گروه ها به شكلي سري و از طريق ارسال نامه هاي الكترونيكي براي كاربران اسرائيلي به فعاليت مي پردازند.

گروه هاي اندكي وجود دارند كه به شكل علني به فعاليت مي پردازند، اما فعاليت ها و گرايش هاي گروه هاي سري سابق الذكر كه بيانيه هاي سري منتشر مي كنند، فضاي پنهان كاري را بر فعاليت اين گروه ها تحميل كرده و آن ها را وارد چالش و دشمني با قدرت حاكم در اسرائيل نموده است. قدرت حاكم در اسرائيل هر چند به هر گروهي اجازه ي برگزاري آزاد مراسم مذهبي را مي دهد، اما به هيچ وجه استفاده از اين آزادي براي زيان رساندن و به خطر انداختن امنيت تل آويو را بر نمي تابد.

در كنار اين گروه هاي علني و سري، گروه هايي؛ مانند گروه «الامر» در «ام الفحم» و «الخير» و «الاسلام» در مناطق عربي فلسطين اشغالي فعاليت مي كنند، كه شماري از شيعيان را در بر مي گيرند. اين شيعيان به صورت دسته جمعي و براساس برنامه هاي اين گروه ها به انجام فعاليت هاي خيريه مي پردازند و به صورت فردي اقدام به اين كارها نمي كنند. در گروه هاي شيعي ديگر نيز وضع بر همين منوال است.

بايد يادآور شد، كه گروه هاي علني شيعي در جشن ها و اعياد ديني يهودي و اسلامي به صراحت اعلام مي كنند كه به اسرائيل افتخار مي كنند و از كساني كه در تلاشند تا مذهب تشيع را با حكومت وارد چالش كنند انتقاد مي كنند، و حتي در زماني كه رئيس جمهور يكي از كشورهاي عربي كه با اسرائيل رابطه دارد، اعلام نمود كه شيعيان اصولاً به ايران وفادارند و از ايران پيروي مي كنند، شماري از اعضاي اين گروه ها در برابر سفارت يكي از كشورهاي عربي تظاهرات نمودند و اعلام كردند كه تابع رژيم صهيونيستي هستند و هيچ كس اجازه ندارد از آن ها سوءاستفاده نمايد و تاكيد كردند كه شيعيان نيز همانند ديگر اقليت هاي موجود در اسرائيل در تلاشند كه حقوق خود را از رژيم صهيونيستي بگيرند و نه از كسي ديگر.

"زنگ خطر"

مدرسه ي عالي علوم ديني در قدس اشغالي در نوزدهم اكتبر سال گذشته، خلاصه ي پژوهشي با عنوان «آيا شيعيان بيشتر خواهند شد» را منتشر نمود، كه توسط پروفسور «بيرتس حاييم اروليه» استاد دين شناسي تطبيقي و كارشناس دين شناسي انجام شده بود. اين پژوهش كه پاره هايي از آن در سايت مدرسه ي عالي علوم ديني منتشر شد، هشدار مي دهد كه تشيع در مناطق عربي پر جمعيت، مخصوصاً در منطقه ي النقيب در حال گسترش است. اين پژوهش يادآور مي شود كه بيشتر ساكنان عرب اين منطقه را صحرانشين ها تشكيل مي دهند، كه نسبت رشد جمعيت و زاد و ولد آن ها به 8/5 درصد مي رسد، كه از بالاترين درصدهاي رشد در جهان به شمار مي آيد. بدين ترتيب جمعيت صحرانشين ها هر 14 سال دو برابر مي شود. و در صورتي كه پيشگيري هاي لازم صورت نگيرد، ممكن است باعث تشكيل يك حكومت شيعي در فلسطين اشغالي شود!
در پايان بخش منتشر شده ي اين گزارش آمده است: وجود شيعيان در اسرائيل رخنه و نفوذ به آن است و نبايد فراموش كرد كه به جز وجود تاريخي شيعيان در سرزمين تاريخي فلسطين، انتشار تشيع در اسرائيل به چالش وخيم و بحراني ميان اسرائيل و حزب الله و پيروزي چند باره ي اين حزب در مواجهه با اسرائيل باز مي گردد. اين مساله باعث شده تا جوانان عرب درون سرزمين فلسطين و مخصوصاً مناطق معروف به عرب هاي 48 نگاه بسيار مثبتي به مذهب تشيع پيدا كنند. اين عرب ها از رفتار حكومت اسرائيل در برخورد با آن ها و محروميت آن ها از بسياري اعتبارهاي مالي يا اقتصادي يا اجتماعي كه يهوديان در فلسطين اشغالي از آن ها بهره مي برند و همچنين برخوردهاي نژاد پرستانه ي حكومت با آنان آزرده شده اند، كه اين امر باعث شده تا در بسياري از اين جوانان نسبت به حزب الله كه يك حزب شيعي است يك عشق دروني به وجود آيد. تصوير دبيركل اين حزب در ده ها اتاق و خانه ي عربي در فلسطين اشغالي آويخته شده است. اين مساله سبب شده است كه بسياري از رسانه هاي عمومي و مسئولين سياسي تل آويو نسبت به خطرهاي اين پديده هشدار دهند.

جالب اين جاست كه شماري از اعضاي راست گرا و چپ گراي كنيسه و همچنين مائير دغان رئيس دستگاه موساد و عاموس يادلين رئيس دستگاه اطلاعاتي ارتش (امان) و يوفان ديسكن رئيس اطلاعات عمومي (شاباك) در رسانه هاي عمومي يا كنيسه به صراحت از خطرهاي اين پديده سخن گفته و تلاش نمودند تا اين پديده را به دين مربوط سازند و هم چنين اظهار داشتند كه خدا اسرائيل را برگزيد تا جهان را از آن چه «نفرت و كينه توزي تشيع به بشريت و زندگي» ناميدند نجات دهد، همچنان كه در گذشته يهوديان را برگزيد تا نخستين يكتاگرايان و معتقدان او باشند.

مهمترين جنبه‌ي اين پديده يا مساله، تلاش رژيم صهيونيستي براي مربوط ساختن آن چه «دشمني ميان شيعه و سني» مي‌خواند، با شيوه‌ي رفتارش با اين شيعيان است. اين تلاش ها با گزارشي كه پروفسور «گال تال» استاد پژوهش هاي اسلامي در دانشگاه حيفا تهيه كرد، كاملا روشن شد. پروفسور «گال تال» بر اين نكته تاكيد مي كند كه كشورهاي عربي كه با اسرائيل توافق نامه ي صلح امضا كرده اند، اساساً كشورها و نظام هايي سني هستند؛ كشورهايي مانند مصر كه در سال 1979 با اسرائيل پيمان صلح امضا كرد. همچنين اردن و موريتاني از آن جمله اند. همچنين بسياري از كشورهاي عربي سني ديگر مانند مراكش و الجزاير يا حتي شماري از كشورهاي حوزه ي خليج فارس كه بيشترين تلاش را براي ايجاد روابط با اسرائيل انجام داده اند، كشورهايي سني مذهب هستند، در حالي كه شيعيان از همان لحظه ي آغازين تاسيس اسرائيل به شدت با آن از در دشمني در آمدند.

"تال" اين دشمني را به آن چه «گفتمان ديني سياسي» ايران خواند، مربوط مي داند و آن را ناشي از تلاش ايران براي سياسي كردن دين و پوشاندن لباس سياست به آن و تلاش براي حضور در تمام عرصه ها دانست تا در نهايت منافع حفظ شود و جريان انقلاب شيعي ايراني گسترده تر گردد. «تال» براي اثبات ادعاي خود به وجود صدها يهودي عراقي در شهرهاي قم، نجف و ديگر شهرهاي مقدس شيعي اشاره كرده و مي گويد: در طول تاريخ، يهودياني بوده اند كه اماكن مقدس شيعيان را در مقابل دريافت پول تعمير مي كردند و از آن ها مراقبت مي نمودند. اما شماري از رهبران شيعي و مشخصاً ايران و لبنان تلاش كردند تا دشمني با رژيم صهيونيستي را با مذهب مربوط ساخته و آن را تقويت نمايند تا به اهداف خويش برسند.

"حماس"

روزنامه ي اسرائيلي شبه رسمي «يديعوت احارنوت» در گزارشي كه به «منابع مطلع» نسبت داد، نوشت: شيعيان در اسرائيل مهمترين گروهي بودند كه با گروه هاي اسلامي فلسطيني در درون مرزهاي 67، از جمله حماس و برخي گروه هاي ديگر همكاري نمودند.

اين گزارش به وجود ارتباط تاريخي ميان عرب هاي شيعي فلسطين اشغالي كه از ديرباز در اين سرزمين ساكن هستند با اين گروه ها، به ويژه جنبش «حماس» اشاره مي كند. در آغازتاسيس اسراييل دو مذهب تشيع و تسنن در كنار هم با حضور يهوديان در سرزمين فلسطين مبارزه كردند. اين «اتحاد نيرومند اسلامي» (آن گونه كه رسانه هاي عمومي اسرائيل از آن ياد مي كنند) پس از اخراج مردم فلسطين از سرزمين شان و اشغال مناطقي از كرانه ي غربي و غزه در سال 1967، نيز پايدار ماند.

اين گزارش در ادامه، براساس اطلاعاتي كه از يگان پژوهش هاي شيعي در موساد دريافت كرده است از 8 يگان سري پرده بر مي دارد، كه عرب هاي شيعه ي اسرائيل به شكلي سري و براي ايجاد هماهنگي ميان جنبش هاي مقاومت اسلامي و به ويژه «حماس» تشكيل داده اند. اما رژيم صهيونيستي به دلايلي كه آن ها را «تاكتيكي» و سري ناميده و تنها رهبران و رؤساي تشكيلات امنيتي اسرائيل از آن ها باخبرند، تاكنون اقدامي براي دستگيري اعضاي اين يگان ها ننموده است.

جالب اين جاست كه اين يگان ها عمليات هايي را در قلب فلسطين اشغالي طراحي و اجرا نمودند، كه وزير امنيت داخلي «افي ديختر» به آن ها اعتراف نمود و اشاره كرد: عرب هايي كه به اعضاي تشكل هاي مسلح فلسطيني ياري مي رسانند از عرب هاي شيعي يا عرب هايي كه به صورت سري به اين مذهب گرايش دارند، هستند، كه براي ضربه زدن به اسرائيل، پيمان هاي «شيطاني» تشكيل دادند.

او از 73 عمليات نظامي پرده برداشت كه به قصد ضربه زدن به امنيت اسرائيل در فاصله ي بين سال هاي 1996 تا نيمه هاي سال 2006 در اسرائيل يا مرزهاي آن يا در مراكز بازرسي كه در مناطق اشغالي قرار دارند، انجام شده اند و در آن ها عرب هاي اسرائيلي شيعي با سني هاي «حماس» يا ديگر تشكل هاي مسلح فلسطيني؛ مانند جهاد اسلامي همكاري كرده اند. اين مساله باعث شده تا سرانِ تشكيلات امنيتي در تل آويو خواستار ريشه كن كردن شيعيان در اسرائيل شوند. در اوضاع امنيتي كنوني و با توجه به پيروزي «حماس» و اداره ي حكومت فلسطين توسط آن و همچنين فشارهاي نظامي كه سربازان اسرائيلي عليه فلسطيني ها و لبناني ها وارد مي سازند، وجود شيعيان در اسرائيل يك خطر امنيتي به شمار مي آيد.

اسرائيل شماري از شيعيان را كه با مسلمانان سني مذهب فلسطيني در سرزمين هاي اشغالي همكاري كرده اند را دستگير نموده، اما هنوز مورد محاكمه قرار نداده است. البته اين مساله باعث شد كه شماري از گروه هاي حقوق بشر فلسطين اشغالي خواستار آزادي اين افراد و توجيه اتهام رسمي و محاكمه ي آنان شوند.

بايد گفت كه برخورد با شيعيان بسيار خطرناك شده است، به ويژه آن كه آن ها به ارتش رخنه كرده اند و «حزب الله» نيز توانسته است به ارتش نفوذ كند و حتي عوامل فعال يا خفته اي نيز در آن پراكنده است.

چيزي كه باعث شد تا اسرائيل در رفتار با شيعيان دقت بيشتري در پيش بگيرد، اين بود كه شماري از شيعيان در حساس ترين نهاد اسرائيل؛ يعني ارتش حضور داشتند و شبهه اي مبني بر همكاري آن ها با «حزب الله» براي آسيب رساندن به امنيت اسرائيل وجود داشت. به طور مثال سايت اينترنتي «اسرائيل امروز» در گزارشي اعلام كرد كه شيعيان به ارتش رخنه كرده اند و بارزترين نشانه ي آن سرهنگ «عمرالهيب» است كه يك سال و نيم پيش به تهمت تجسس به سود «حزب الله» محاكمه و به 15 سال زندان محكوم شد. اين سايت ادعا كرد كه «الهيب» در گروه «شيعه در دل» عضو بوده و اطلاعاتي از ارتش اسرائيل را به حزب الله منتقل نموده است. البته دادگاه نظامي هيچ كدام از اين مسائل را در فهرست اتهام هاي «الهيب» نياورد و تنها او را به رساندن اطلاعات به «حزب الله» در برابر رشوه هاي مالي و مواد مخدر متهم كرد.

اين سايت اضافه مي كند كه «الهيب» مسئول احضار به خدمت صحرانشينان بوده، و اين منصب به او اجازه مي داد كه به «تبليغ تشيع» در ميان جوانان صحرانشين بپردازد. اين مساله باعث شد تا مسئولان امنيتي و قضات رسيدگي پرونده كه از اين جزئيات اطلاع داشتند، بالاترين مجازات را براي او در نظر بگيرند و به اخراج او از ارتش اكتفا ننمايند.

تلويزيون رژيم صهيونيستي در برنامه ي «لوندون فاكيرشنباوم» كه يكي از برنامه هاي تحليلي مهم به شمار مي آيد، گزارشي درباره ي احتمال وجود واحدهاي شيعي در ارتش كه به «حزب الله» اطلاعات مي رسانند را پخش كرد. در اين گزارش به جنگ اخير رژيم صهيونيستي عليه لبنان اشاره و عنوان شد كه روش و شيوه ي رويارويي «حزب الله» با اسرائيل به گونه اي بود كه نشان مي داد «حزب الله» به مقدار زيادي از اسرار نظامي و استراتژيك ارتش اسرائيل آگاهي دارد. اين مساله باعث شد تا به ارتش اسرائيل زيان هاي سختي وارد آيد و چندين فرمانده ي اسرائيلي از منصب خود كنار گذاشته شوند، كه از آن جمله آنها مي توان به ژنرال اودي ادام، فرمانده ي منطقه ي شمالي اشاره كرد كه به جاي او ژنرال موشيه كبلينسكي منصوب گرديد.

اين گزارش ادامه مي دهد كه در بسياري از رويارويي هاي مستقيم ميان «حزب الله» و رژيم صهيونيستي، «حزب الله» از فعاليت ها و تحركات ارتش اسرائيل آگاهي داشت، و رودررويي هايي كه منطقه شمالي رخ داد، نشان مي داد كه «حزب الله» از تمام تحركات و اهداف اسرائيل اطلاع داشت.

اين گزارش فاش كرد كه ارتش در حال حاضر به صورت سري از تمام كساني كه از تصميم ها و تغييرات تاكتيك هاي نظامي آگاهي داشتند تحقيق مي كند تا مسئول شكست اطلاعات ارتش شناسايي شود. همچنين درباره ي امكان رسيدن شيعيان به منصب هاي اساسي و فرماندهي ارتش نيز تحقيق مي شود. اين گزارش تاكيد كرد كه دستگاه امنيتي اسرائيل تاكنون چندين گزارش درباره ي امكان استفاده ي جاسوسان و عوامل دشمن از دستگاه هاي فرستنده و دستگاه هاي شنود بسيار دقيق و نيرومند و غير قابل شناسايي منتشر نموده است و ممكن است «حزب الله»براي رخنه در ارتش از آن ها استفاده كرده باشد و يا عوامل خود را براي ارسال گزارش ها به اين دستگاه ها مجهز نموده باشد.

از اين رو رخنه در گروه ها و تجمع هاي شيعي در فلسطين اشغالي و گرفتن حاشيه ي امنيت از آن ها و ستاندن آزادي اعطا شده به آن ها ضروري به نظر مي رسيد، به ويژه آن كه پاره اي از آن ها در تلاش بودند تا دين را با سياست در هم آميزند و در خفا و به صورت پنهاني به اين مذهب گرويده اند و مراسم و مناسك مذهبي خود را نه به صورت آشكار كه اسرائيل اجازه داده بود، بلكه مخفيانه انجام مي دادند. اين اقدامات اسرائيل در كتاب «شكارچي تروريست ها» نمود يافت، كه نوبرانه ي ادبي موساد به شمار مي آمد. اين كتاب جنجالي، جزئيات بسياري را روشن ساخت و نشان داد كه چگونه اسرائيل همكاري مخفيانه ي گروه هاي شيعه در فلسطين اشغالي با ديگر گروه هاي هم سان را كشف نمود و تاكيد كرد كه اين همكاري يك همكاري تاريخي و كهن است و آن گونه كه برخي گمان مي كنند جديد و تازه نيست.

اين كتاب پيش از پرداختن به اين مساله اوضاع شيعيان در فلسطين اشغالي را شرح مي دهد و روشن مي سازد كه آن ها مراسم ديني خود را كاملا مخفيانه انجام مي دهند و هيچ كس از آن ها مطلع نمي شود و به شكلي كه خانواده ي شماري از آن ها حتي از گرايش و اعتقاد فرزندانشان به اين مذهب اطلاعي ندارند.

اين كتاب همچنين ادعا كرد كه شيعيان، دبير كل «حزب الله» «سيد حسن نصرالله» و "مقتدي الصدر" را به عنوان بارزترين وفاداران به اين مذهب - از نگاه شيعيان در فلسطين اشغالي - و پاسداران آن، تقديس مي كنند.

اين كتاب ادامه مي دهد كه ايالات متحده ي آمريكا در شناخت تل آويو از فعاليت شيعيان، پايگاه مهمي به شمار مي آيد و موساد توانست يك زن را به عنوان عامل خود وارد گروه هاي اسلامي در ايالات متحده نمايد، اين زن به مسلمان شدن و شيعي شدن تظاهر نمود و در اين راه شناخت او به زبان عربي و مراسم و مناسك شيعيان بسيار به او ياري رساند؛ زيرا او سال ها در عراق زندگي كرده بود و پس از اعدام پدرش به جرم جاسوسي براي رژيم صهيونيستي از عراق خارج شده بود.

اين نقشه در تل آويو طراحي شد تا اين جاسوس به گروه هاي اسلامي فلسطيني رخنه كند. بدين شكل كه ادعا نمايد، فردي مسيحي است، اما تمايل به مسلمان شدن دارد. اين جاسوس توانست در اين راه موفق شود و به بهترين شكل ممكن در اين گروه ها نفوذ نمايد، تا آن جا كه يك بورس براي تحصيل در آمريكا كه به فلسطيني ها داده مي شود از سوي يكي از شيوخ خليج دريافت كرد. او باهوش سرشارش در گروه هاي اسلامي آمريكا رخنه كرد و توانست از حساس ترين تماس ها و كمك هايي كه شماري از گروه هاي اسلامي شيعي به گروه هاي شيعي ديگر در فلسطين اشغالي در كرانه ي غربي يا غزه يا درون خود اسرائيل مي كردند، آگاهي يابد.

او از طريق تماس هايي كه با افراد گروه هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي داشت، توانست از بسياري همكاري ها ميان گروه هاي شيعي و اعضاي اين گروه ها در ايالات متحده پرده بردارد و پاره اي از فعاليت هاي اين گروه ها- كه در ايالات متحده قرار دارند - را روشن سازد.

اين كتاب توضيح مي دهد كه "سازمان اطلاعات و دستگاه هاي امنيتي" چگونه خبر همكاري شيعيان درون اسرائيل با ديگر گروه هاي شيعي در خارج را دريافت كردند. به ويژه آن كه شمار زيادي از اين گروه ها روابط بسيار محكمي با برخي گروه هاي «تندرو» ي عراقي و گروه هاي لبناني و حتي با نظام ايران دارند كه روساي دستگاه هاي امنيتي اسرائيل و آمريكا به شكلي علني اين مساله را عنوان نمودند. اين مساله باعث ايجاد روابطي «غيرمستقيم» خواهد شد كه به امنيت اسرائيل ضربه وارد مي سازد.

اين جاسوس از تماس ميان شماري از اين شيعيان با برخي شيعيانِ كشورهاي خليج فارس خبر داد. اين تماس ها اساساً در سفرهاي حجي كه برخي از اسرائيلي ها داشتند، انجام شد. هر ساله حجاج عرب فلسطين اشغالي از طريق اردن براي انجام مراسم حج به عربستان سعودي سفر مي كنند، كه اين جاسوس از تماس برخي از اين حجاج با شيعيان خليج فارس خبر داد.

رؤساي اطلاعات و دستگاه هاي امنيتي به محض دريافت اين خبرها نسبت به تمام شيعيان دچار خشم و نفرت شدند، به ويژه آن كه تنها هم دردي شيعيان فلسطين اشغالي با هم كيشان خود در عراق و لبنان براي تل آويو يك فاجعه ي امنيتي محسوب مي شود، كه اسرائيل نمي تواند به سادگي آن را حل نمايد.

در اين كتاب آمده است: پس از رسيدن خبر همكاري شيعيان در اسرائيل با برخي از گروه هاي اسلامي در آمريكا، جلسه اي ميان رؤساي دستگاه هاي امنيتي برگزار شد. در اين جلسه يكي از اين روسا بر ضرورت «عقيم ساختن» فوري تمام عرب هاي شيعي و از ميان برداشتن آن ها و اجراي يك سلسله ترورهاي سري با هدف ترور عرب هاي شيعه و هر كسي كه گمان بر تشيع او مي رود، تاكيد كرد. به ويژه آن كه مشكل شناسايي كساني كه به اين كيش در مي آيند، هم چنان پا برجا بود.

جالب آن است كه يكي از رؤساي دستگاه امنيتي، كه كتاب او را «ص» مي نامد، اين مساله را مشكل اصلي ندانست؛ زيرا عرب هاي اسرائيل در تمام مناطق جنوبي؛ مانند «عسقلان» يا «بئرالسبع» يا «نقيب» و همچنين در قدس و تل آويو يا مناطق شمالي ديگر؛ مانند «الجليل» و «ام الفحم» و «حيفا» و «نتانيا» همگي تحت كنترل تل آويو قرار دارند. وي مشكل اصلي را چگونگي از ميان برداشتن اين شيعيان عنوان نمود، به ويژه در صورتي كه شماري از آن ها به قتل برسند، موضوع فاش خواهد شد و رژيم صهيونيستي به عنوان كشوري كه به دين ها و مذهب هاي آسماني گوناگون موجود در فلسطين اشغالي احترام نمي گذارد، شناخته خواهد شد. اين مساله باعث شده تا يكي ديگر از رهبران دستگاه امنيتي، از ديگران درخواست كند، كه درباره ي از ميان برداشتن شيعيان بدون كشتار آن ها به تبادل نظر بپردازند. چندين طرح و نظريه براي اجراي اين نقشه مطرح شده كه در پايان، يكي از آنها به تصويب رسيد. اين طرح به «مافيت فاتحياه» معروف است كه يك اصطلاح عبري است و به معناي «مرگ و زندگي» مي باشد. براساس اين طرح، جاسوس ها بدون اين كه به شكل ظاهري آسيبي ببينند و بدون باقي گذاشتن هيچ ردپايي از فعاليت دست بر مي دارند.

اسرائيل عمليات هاي بسياري از اين دست را عليه فلسطيني ها و عرب ها به اجرا درآورد و در آن ها نظريه ي «مافيت فاتحياه» را به كار برد. اسرائيل در اين راستا اقدام به استفاده از پاره اي وسايل و راه هاي شكنجه و تحقير عليه مجاهدين و فلسطيني هاي تحت تعقيب نمود و اين كار را به گونه اي انجام مي داد، كه آن ها را به كلي از فعاليت باز دارد. اسرائيل اقدام به عقيم كردن و بريدن آلت شماري از آن ها يا به تصوير كشيدن يكي از آن ها به شكل كاملاً لخت به همراه چند زن و تحقير او با اين عكس نمود. اين ها نمونه هايي از اقدامات رژيم صهيونيستي بودند كه افراد تحت تعقيب را كاملاً از دشمني با رژيم صهيونيستي يا در پيش گرفتن سياست هايي كه از نظر تل آويو به امنيت ملي رژيم صهيونيستي لطمه وارد مي كنند باز مي داشت.

رؤساي دستگاه هاي امنيتي، نقشه اي طراحي كردند كه به چهار مرحله ي اصلي تقسيم مي شد. اجراي اين نقشه از سال 2005 آغاز گرديد و تا سال 2009 ادامه خواهد يافت. در مرحله ي اول هر شيعي شناخته شده بدون در نظر گرفتن جايگاه و مقام وي بايد تحقير گردد. در مرحله دوم فرد شيعي با يكي از روش هاي ذكر شده يا ديگر روش هاي ابتكاري كارشناسان اطلاعاتي اسرائيل مورد تحقير قرار مي گيرد. در مرحله ي سوم براي نشان دادن جديت تهديدها، عكس ها و ديگر نشانه هاي تحقيرآميزي كه به تصوير كشيده شده اند، به آن ها نشان داده مي شود تا به جدي بودن تهديدها پي ببرند. در مرحله ي پاياني از عكس ها و ابزارها و ديگر برنامه هايي كه عليه آن ها استفاده شده است براي به خدمت در آوردن آن ها و كشف تماس هايي كه برخي از عرب ها با خارج دارند استفاده مي شوند. در گزارش هاي روزنامه ها بسيار بر اين مساله تاكيد مي شود. به طول مثال روزنامه ي «الصناره» كه به زبان عربي منتشر مي شود، ادعا كرد كه برخي از اعضاي عرب كنيسه، از جمله دكتر عزمي بشاره پس از سفر به سوريه، نامه هايي در اين باره به برخي از شخصيت هاي عرب اسرائيل كه به صورت غيرمستقيم از ايران و از شيعيان دفاع مي كنند، رسانده است.

اين روزنامه نظر شماري از روساي امنيتي را در اين باره منعكس نمود كه رئيس سابق دستگاه اطلاعات عمومي «شاباك» «عامي ايلون» از آن جمله بود. او «عزمي بشاره» را به صراحت متهم نمود و تاكيد كرد كه «بشاره» آلت دست سوريه، شيعه و به فرد ايراني تبديل شده و آنان براي تحقق اهداف سياسي خود از او استفاده مي كنند.

حال سوالي كه در اينجا مطرح مي شود، اين است، كه دليل ترس اسراييل از وجود تعدادي از اعراب فلسطين كه به مذهب تشيع گرايش دارند چيست؟ راز اين همه نگراني امنيتي در كجا نهفته است؟

«مجلي وهبه» نايب رييس كنيسه و مشاور آريل شارون رييس وزراي سابق اسراييل در امور عربي، به وجود گروه هاي شيعي در جهان اشاره مي كند وآن ها را براي منطقه خطرناك مي داند. به ويژه آن كه در منطقه، كشورهايي نظير ايران هستند كه مايل به ايجاد يك هلال شيعي بزرگ هستند، كه از ايران و عراق و اردن و حتي مصر بگذرد، كه اين مسئله مي تواند امنيت و استقرار منطقه را به خطر اندازد. او به تمام رهبران جهان خصوصآ رهبران منطقه درباره ي اين خطر هشدارمي دهد.

«وهبه» ادامه مي دهد كه در درون اسرائيل كساني هستند كه براي تحقق نقشه هاي ايران يا سوريه پول دريافت مي كنند. به طور مثال دكتر عزمي بشاره از آن جمله است، كه حزب متبوع او از ايران و سوريه پشتيباني مالي مي شود و اسرائيل را مورد حمله قرار مي دهد. همين كافي است كه دكتر عزمي بشاره سوريه را تنها كشور دموكراتيك منطقه مي داند. آيا اين منطقي است؟

همچنين اعضاي اين حزب و خود عزمي بشاره به لبنان و سوريه كه از دشمنان اسرائيل هستند، سفر مي كنند و به سانِ مهمانانِ اين كشورها با آن ها برخورد مي شود كه اين مساله به خودي خود مستوجب برخورد قانوني است. ما اهداف بشاره و حزبش را به خوبي مي شناسيم. آنها به دنبال نابودي اسرائيل هستند.

سوالي كه در پسِ تمام اين گزارش ها يا سخنان يا پژوهش هايي كه در اين باره در فلسطين اشغالي منتشر و يا مطرح مي گردد، اين است كه نقش ايران در اين قضيه چيست؟ و آيا واقعاً فرزندان انقلاب اسلامي با دستان بسته تنها به نظاره ي اين اتفاقات نشسته اند؟ شيعيان فلسطين اشغالي آيا از مصلحت هاي كلي اسرائيل پشتيباني مي كنند؟

سايت اينترنتي ديبكا در گزارشي اعلام كرد: يگان هاي الكترونيكي وابسته به اطلاعات ايران فعاليت هاي قابل توجهي در اين زمينه دارند. اين سايت ادامه داد كه اين يگان ها موفق شده اند تا با شيعيان ارتباط برقرار كنند و آيات، احاديث و آموزه هاي ديني كه شيعيان فلسطين اشغالي به آن ها احتياج دارند را به شيعيان مي رساند. اين دقيقاً همان كاري است كه ده ها گروه ديني تندرو مانند گروه تندروي «حريديم» يا گروه «ستاره ي يهودي» يا «قلب مقدس» در گذشته انجام دادند. اين گروه ها به سيستم پست الكترونيكي كاربران «ياهو» و «هات ميل» كه بزرگترين سيستم هاي پست الكترونيكي جهان به شمار مي آيند، نفوذ مي كردند و آن ها را به يهودي شدن تشويق مي كردند. پاره اي از اين گروه ها توانستند، در كار خود در بسياري از كشورهاي آفريقايي، به ويژه كشورهاي آفريقاي غربي و ميانه و آمريكاي جنوبي كه شرايط اجتماعي و معيشتي در آنها نابسامان است، موفق باشند.

اين مساله باعث شد كه يكي از روساي دستگاه امنيتي رژيم صهيونيستي اعتراف كند كه ايراني ها به خوبي و با مهارت تمام از دشمنانشان درس گرفته اند. اسرائيل اولين كشوري بود كه سياست چت و گفت و گوهاي الكترونيكي را به كار گرفت و در اين راه به بسياري از اهداف خود جامه ي عمل پوشاند. به طور مثال رژيم صهيونيستي تنها به يهودي كردن فقرا از طريق گفت و گوي هاي الكترونيكي اكتفا نكرد، بلكه از همان طريق توانست جاسوس هايي براي خود پرورش دهد. اسرائيل نامه هاي كد گذاري شده براي آن ها مي فرستاد و در سخت ترين شرايط و به ويژه در زمان رويارويي مسلحانه با فلسطيني ها آن را به كار مي گرفت و با آن ها ارتباط برقرار مي كرد.

اين ارتباط هاي اينترنتي صداي بسياري از روساي رژيم صهيونيستي را در آورد. به ويژه كه ايران سلاح آن ها را به كار گرفته بود. اين مساله باعث شد كه فرمانده ي كنوني ارتش اسرائيل ژنرال «دان حالوتس» از دولت بخواهد، كه اوضاع مالي و شرايط معيشتي اعضاي يگانِ جنگ الكترونيكي رژيم صهيونيستي را بهبود ببخشند، كه تقاضاي او پذيرفته شد و 500 ميليون شيكل؛ يعني نزديك به 110 ميليون دلار براي ارتقاي فعاليت هاي اين يگان ها و مواجهه ي تشيع الكترونيكي كه ايراني ها در پيش گرفته اند اختصاص داده شد، كه در عرض دو سال در اين واحدها هزينه شود. اين كار در شرايطي كه تهران بودجه و پول زيادي را براي ارتقاي فعاليت هاي يگان هاي الكترونيكي هزينه مي نمود و براي ارتباط با شيعيان در اسرائيل از آن ها استفاده مي كرد، براي اسرائيل ضروري مي نمود.

سايت اينترنتي ديبكا از هشدار يكي از روساي امنيتي اسرائيل درباره ي رخنه ي ايراني ها خبر داد. به ويژه آن كه ايراني ها در رخنه به سيستم پست الكترونيكي كه عرب هاي فلسطين اشغالي يا ديگر اسرائيلي ها به كار مي گرفتند، موفق بوده اند. اين پست الكترونيكي il.co.netvisionil.co.Hotmail بود.

با در نظر گرفتن تلاش ايران براي استفاده از شيعيان در تحقق اهداف اساسي خود در منطقه، اين مساله براي اسرائيلي ها قابل تحمل نبود.
گزارش هاي جرايد يا نظرسنجي هايي كه نهادهاي ديني در تل آويو يا ديگر شهرها منتشر مي كنند،چگونگي روابط آينده ي رژيم صهيونيستي با اين شيعيان را روشن نمي كند، به ويژه آن كه اين مساله به شكل بسيار نيرومندي بر ميز كار ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل خودنمايي مي كند. اولمرت به خوبي از آن چه اسرائيلي ها خطر هلال شيعي مي نامند آگاه است و نيك مي داند كه ايران مايل است اين هلال شيعي به وجود آيد و بسياري از سياست مداران اين كشور خوش بيني و خوشنودي خود را از پيروزي هاي سياسي شيعيان در كشورهاي عربي، مخصوصاً كشورهاي حوزه ي خليج فارس در انتخابات اخير مجلس، بيان داشته اند.

جالب آن كه شماري از نويسندگان اسرائيلي هستند، كه به صراحت از استفاده از شيعيان فلسطين اشغالي براي عادي سازي روابط تل آويو و تهران سخن مي گويند. به طور مثال «تسفي برئيل» سردبير سابق روزنامه ي «هاارتس» در مقاله اي با عنوان «بايد ايران را از محور شر به يك شريك تبديل كنيم» اهميت حركت به سوي اين همكاري و توجه شيعيان را گوش زد كرد و تذكر داد، كه ايران كشوري نيست كه اسرائيل در پي دشمني با آن باشد؛ زيرا اين دشمني مشكلات بسياري را براي اسرائيل به وجود مي آورد.

«برئيل» يادآور شد، كه ايران «كليدهاي سري سوريه و حزب الله» را در اختيار دارد و اسرائيل به محض امضاي پيمان نامه ي صلح با ايران، در اين جبهه ها آرامش را تجربه خواهد كرد. همچنين اين مساله پيامد مهم ديگري را در پي خواهد داشت و آن اين كه كشورهاي حوزه ي خليج فارس به محض ايجاد روابط ميان تل آويو و تهران، در جهت عادي سازي روابط خود با اسرائيل گام بر خواهند داشت؛ زيرا اين كشورها در شرايطي كه چنين تحولات مثبتي در جهت صلح در جريان باشد، تنها به نظاره نخواهند نشست و به اين سو حركت خواهند كرد.

اين ها نظريه هاي كارشناسان بود، اما مساله اصلي همچنان پابرجا خواهد بود: آينده ي شيعيان در فلسطين اشغالي چگونه خواهد بود؟ آيا رژيم صهيونيستي آن ها را به عنوان يك نيروي ديني تاثيرگذار به رسميت خواهد شناخت؟ آيا ارتباط شيعيان با تهران ادامه خواهد يافت؟ همچنين يك سوال مهم باقي مي ماند: اسرائيل با پي گيري مساله ي «نشست» اطلاعات و دست داشتن شيعيان در اين قضيه، چه اهدافي را دنبال مي كند؟ چرا همه ي آن را در قالب يك پژوهش كلي گرد نمي آورد؟ آيا هدف اسرائيل از رو كردن اين مسئله ، وارد آوردن فشار ديپلماتيك بر رژيم حاكم در تهران است؟ مهمتر از همه آيا اين مساله پس از چراغ سبز سوريه به ايجاد روابط با رژيم صهيونيستي و قبول آن از سوي اسرائيل، مي تواند اهرم فشاري براي عادي سازي روابط اسرائيل با ايران باشد؟

مسلماً در حال حاضر پاسخي براي اين پرسش ها وجود ندارد، اما در سرِ رهبران تل آويو، پاسخ در خوري براي آن ها وجود ندارد. رهبراني كه خود هر از چند گاهي، خبرهايي از شيعيان و تاثير آن ها منتشر مي كنند.

منبع:روزنامه ي «السياسيه» شماره ي 13696
منبع: هفته‌نامه پگاه حوزه، شماره 240
نويسنده: معتز احمد

+ نوشته شده توسط saam در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت 17:52 |

روزنامه المشرق گزارشي درخصوص گسترش زبان فارسي و پول ايراني در شهر نجف اشرف به چاپ رسانده است .

به گزارش ايرنا، اين روزنامه عنوان "نجف استان فارسي زبان با واحد پول ايراني " را براي گزارش خود برگزيده و مي نويسد: در خيابانها همه به فارسي صحبت کرده و با واحد پول ايراني خريد و فروش مي کنند. اين گزارش مي افزايد: ايراني ها وقتي در نجف قدم مي زنند، احساس مي کنند انگار در شهر قم هستند.

المشرق، به فعاليت شرکت هاي ايراني در پروژه هاي بازسازي و عمراني شهر نجف اشاره مي کند و مي نويسد ايراني ها در زمينه هاي مختلف بازسازي مرقدها و زيارتگاهها و بازسازي و مرمت خيابانها و اماکن نجف، بويژه اطراف حرم اميرالمومنين علي (ع ) حضور چشمگيري دارند. ايراني ها اکنون سرگرم احداث يک بيمارستان در اين شهر هستند." گزارشگر اين روزنامه بدون توجه به اينکه حروف الفباي فارسي همانند عربي است، نوشته است: جملات و کلمات درج شده بر روي برخي کاميونهاي ويژه حمل زباله و حتي لباس کارکنان شهرداري نجف نيز به زبان فارسي است .

المشرق، سپس اشاره مي کند که "تکلم به زبان فارسي و خريد و فروش با واحد پول ايراني ، بصورت گسترده اي در شهر نجف رواج يافته است."

اين روزنامه سپس با چند شهروند اهل نجف هم گفت وگو کرده است . آنها نفوذ ايران را در شهرشان تاييد کرده اند، اما درعين حال به گزارشگر المشرق گفته اند که اين نفوذ تاکنون مثبت و براي شهر نجف سودمند بوده و به بهبود اوضاع منطقه کمک کرده است . المشرق با "عبدالحسين عطيان "، معاون استاندار نجف در همين خصوص گفت گويي کرده است .

عطيان با تاکيد بر روابط برادرانه و مستحکم ميان ايران و عراق، بويژه با شهر نجف، گفته است: وجود روابط خوب و قوي با ايران يک امر قانوني است، بويژه وقتي اين روابط براساس احترام متقابل و عدم دخالت در امور يکديگر باشد.

اهالي شهرهاي کربلا و نجف ، به دليل حضور دائمي زائران ايراني ، تا حدودي به زبان فارسي آشنا هستند و ريال ايران را براي داد و ستد با زائران ايراني ترجيح مي دهند.

 

+ نوشته شده توسط saam در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:53 |

هلند در نظر دارد در چند ماه آينده‌ يك فيلم انيميشن ضداسلامي و جنسي در مورد همسران پيامبر اسلام(ص) پخش كند.

به گزارش شيعه آنلاين، منابع ‌آگاه از هلند خبردادند كه اين فيلم شامل چندين صحنه غيراسلامي و جنسي است كه در آن زنان پيامبر(ص) را به شكلي بسيار وقيحانه و مفتضح به تصوير كشيده است.

گفتني است يكي از نمايندگان پارلمان هلند به شدت از پخش اين فيلم حمايت كرده و با آزادي بيان خواندن چنين كاري، خواستار انجام هرچه سريعتر اين كار شد. اين درحاليست كه بازرگانان هلندي كه از واكنش شديد مسلمانان سراسر جهان در برابر پخش چنين فيلمي هراس دارند، خواستار عدم پخش آن شدند و آنرا عامل ضربه زدن به اقتصاد هلند دانستند.   

اين بازرگانان در ادامه افزودند: در صورت ضربه خوردن اقتصاد كشورمان به دليل پخش اين فيلم، از اين نماينده پارلمان شكايت خواهيم كرد زيرا ما مطمئنيم كه با انجام چنين كاري مسلمانان كالاهاي ما را تحريم خواهند كرد. شايان ذكر است در حاليكه هنوز اين فيلم مستهجن پخش نشده و تنها خبر تصميم انجام چنين كاري در هلند منتشر شده، مسلمانان سراسر اروپا به ويژه هلند خشمگين شده و فضايي عليه هلند و كالاهاي هلندي در پايگاه‌هاي مختلف اينترنتي به وجود آمده است.

اين مسلمانان خواستار تحريم كالاهاي هلندي پيش از پخش اين فيلم شدند تا با اين كار مانع از پخش حتي يكبار آن شوند. اين تحريم از دهم آوريل تا سي‌ام ماه مي كه زمان پخش فيلم است ادامه خواهد داشت. هلند در كنار دانمارك در گذشته نيز با انتشار كاريكاتور و برخي كيليپ‌هاي كوتاه در مورد حضرت محمد مصطفي(ص)، احساسات مسلمانان جهان را خدشه‌دار كرده و عقايد آنان را مورد اهانت قرار داده بود. در همين راستا منابع آگاه اعلام کردند برخي مسلمانان كشور پاكستان اعلام كرده‌اند در صورت پخش چنين فيلمي سفارتخانه‌هاي هلند در سراسر جهان مورد تهديد قرار مي‌گيرد و به آتش كشيده خواهد شد.

+ نوشته شده توسط saam در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:52 |
مسلمانان فلوریدا تبلیغات گسترده روزنامه‏های آمریکایی برای "DVD ضد اسلامی" تحت عنوان "جنگ اسلام افراطی علیه غرب" را محکوم کردند.

این اقدام در راستای گسترش اسلام‏هراسی در آمریکا صورت گرفته است و بسیاری از روزنامه‏های کثیرالانتشار آمریکا مانند Sunday Miami Herald، Palm Beach Post و Sum Sential برای رسیدن به این هدف با تبلیغ DVD ضد اسلامی موافقت کرده اند.

بنابر گزارش روزنامه گالف تایمز، یکی از موسسات غیردولتی به نام Clarion Fund که در راستای گسترش امنیت ملی از طریق آموزش کار می‏کند، این DVD را برای 28 میلیون خانواده آمریکایی در ایالت هایی مانند فلوریدا و اوهایو که مراکز تبلیغات انتخاباتی هستند، فرستاده است.

الکساندر ویلوچ، مسئول تبلیغات روزنامه Miami Herald مدعی شد: ما بر اساس قانون آزادی بیان این اقدام را انجام داده‏ایم و تبلیغ DVD ضد اسلامی را از برنامه‏های خود حذف نمی‏کنیم.

+ نوشته شده توسط saam در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:52 |
شبكه چهار تلويزيون انگليس با پخش مستندي اعلام‌كرد: سعودي‌ها با تأمين منابع مالي و اداره تشكيلات مذهبي، در تلاش براي ترويج ايدئولوژي وهابيت و افراط‌گرايي در انگليس هستند.

به گزارش فارس، شبكه چهار تلويزيون انگليس طي برنامه مستندي به موضوع فعاليت وهابي هاي عربستان سعودي جهت ترويج وهابيت وافراط گرايي در انگليس پرداخت.

به گزارش خبرنگار فارس، گزارشگر اين برنامه كه در قالب شخصيت ديگري توانسته است در ميان افرادي كه بينش وهابي دارند، نفوذ كند، نظرات يك خانم عرب ساكن لندن كه از حاميان بينش افراط گرايانه تشكيلات مذهبي وهابي هاي سعودي به شمار مي‌رود، درباره جامعه انگليس و ارتباط بين مسلمانان و غير مسلمانان را به تصوير مي‌كشد.

اين زن عرب در پاسخ به سئوالي گفت: خيلي ناراحت مي‌شوم وقتي مي‌بينم كه مسلمانان با كفاّر (وي از غير مسلمانان به عنوان كفاّر ياد مي‌كرد) در يك طبقه به حساب مي‌آيند.

وي افزود : وقتي مي‌بينيم زنان مسلمان در بانك‌ها و ديگر مكان‌ها در حاليكه آرايش دارند، لباس‌هايي با آستين كوتاه به تن دارند و با كفار مشغول صحبت مي‌شوند و در كنار آنها كار مي‌كنند، ناراحت مي‌شوم.

گزارشگر اين برنامه مستند مي افزايد: دولت عربستان سعودي سازمان دهنده و تأمين كننده مالي نهادها و تشكيلاتي است كه در نقاط مختلف دنيا از جمله انگليس برپا شده‌اند تا وهابيت و افراط گرايي را ترويج دهند.

اين گزارشگر با بيان اينكه اين تشكيلات مذهبي بخشي از نظام حكومتي عربستان سعودي به شمار مي‌روند، مدعي شد: ملك فهد پادشاه عربستان 75 ميليارد پوند را براي برپا كردن تشكيلات مذهبي‌ از قبيل مدارس، مساجد و نهادهايي كه چنين بينشي دارند در خارج از عربستان سعودي صرف كرده است و بسياري از مبلغان مذهبي كه در تشكيلات مذهبي سعودي‌ها فعاليت دارند و وهابيت و افراط گرايي را آموزش مي‌دهند، در عربستان سعودي تعليم مي‌بينند.

در ادامه اين برنامه مستند آمده است: يك ديپلمات سعودي اداره نهادي از اين تشكيلات را در لندن به عهده داشته است.

اين گزارشگر كه توانسته بود به طور مخفيانه اين گزارش را تهيه كند، تصويري از داخل مكاني را در لندن نشان داد كه مملو از كتاب‌هاي متعلق به تشكيلات مذهبي سعودي‌ها بود و در اين فيلم مستند تصاويري از مطالب اين كتاب‌ها نشان داده شد.

گزارشگر برنامه گفت: در قرآن گفته شده است كه مسلمانان، يهوديان و مسيحيان در كنار يكديگر زندگي كنند، اما در كتاب‌هاي تهيه شده توسط تشكيلات مذهبي سعودي‌ها، در كنار ترجمه آيات قرآن، مطالبي به صورت زيرنويس درج شده است.

اين گزارشكر در ادامه تصريح كرد: سعودي‌ها به تعبير خودشان آيات قرآن را ترجمه كرده‌اند، براي مثال در جايي نوشته شده است كه روز آخرت فرا نخواهد رسيد مگر اينكه يهوديان كشته شوند.

در اين فيلم مستند همچنين به مطالب كتابي از كتاب‌هاي چاپ شده توسط تشكيلات مذهبي وهابي‌هاي سعودي كه در مدارس و نهادهاي آموزشي برپا شده توسط سعودي‌ها در لندن تدريس مي‌شوند، اشاره شده مبني بر اينكه مطالب اين نوع كتاب‌ها موجب مسموم شدن اذهان افراد مي‌شود و مطالب آنها عليه مذاهب ديگر است.

گزارشگر اين فيلم مستند مي‌افزايد: در يكي از اين كتاب‌ها يهوديان به ميمون‌ها و مسيحيان به خوك‌ها تشبيه شده اند و همچنين در مطالبي از اين كتاب‌ها گفته شده است كه زنان از نظر ذهني پايين‌تر از مردان هستند، زنان اجازه ندارند كه كاري را بدون اجازه مردان انجام دهند و يا اينكه به سفر بروند.

گزارشگر اين فيلم مستند همچنين گفت: كتاب‌هايي كه براي اين تشكيلات مذهبي به چاپ مي‌رسند توسط دو مركز خيريه در عربستان سعودي تهيه مي‌شوند و تهيه كنندگان اين كتاب‌ها در تلاش هستند تا در واقع اسلام سعودي را در سراسر جهان ترويج دهند.

در اين فيلم مستند به نقل از كارشناسان گفته شد كه دولت انگليس معتقد است سعودي‌ها در ترويج افراط گرايي دست دارند.

اين فيلم مستند با نشان دادن خطرات ايدئولوژي‌هاي وهابيت هشدار داد: حوادث هفتم ژوئيه در لندن در سال 2005 يك هشدار جدي بود و اگرچه انگليس به روابط با عربستان سعودي نياز دارد، بايد اين مسئله را به خوبي براي عربستان سعودي مشخص كند كه سعودي‌ها نمي‌توانند ايده‌هاي ضد زنان، ضد دمكراسي و يا ايده‌هاي ضد مسيحي و ضد يهودي را در انگليس ترويج دهند.

+ نوشته شده توسط saam در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:51 |
به گزارش ابنا، شبکه چهار بریتانیا با پخش یک فیلم مستند که در آن به اسنادی دال بر سرمایه‏گذاریهای گسترده عربستان سعودی برای گسترش عقاید وهابیت تکفیری در چارچوب کمکهای مالی به این فرقه در انگلیس اشاره می‏شد از تلاشهای وهابیان برای تبلیغ این فرقه در اروپا، پرده برداشت.

در این فیلم، خبرنگاری نشان داده شده است که با حضور در برنامه‏های رهبران این فرقه در غرب با آنها مصاحبه کرده و از اسرار حضور آنها پرده بر می‏دارد.

دراین فیلم که در لندن فیلمبرداری شده است، با اشخاصی مصاحبه می‏شود که به ترویج عقاید وهابیت در بین مسلمانان ساکن در اروپا می‏پردازند.

این خبرنگار انگلیسی در بخش دیگری از فیلم از سرمایه‏گذاری 75 میلیارد پوندی عربستان برای تبلیغ وهابیت در مدارس، مساجد و موسسات دینی خبر می‏دهد که با مبلغانی که از سوی عربستان سعودی به غرب ارسال می‏شود، انجام می‏گیرد.

وی با ابراز تعجب از آموزه‏های وهابیت می‏گوید: قرآن کریم، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان را به همزیستی مسالمت‏آمیز در کنار هم دعوت می‏کند، در حالی که کتابهای وهابیت عکس این مطلب را تبلیغ می‏کند.

این خبرنگار انگلیسی می‏افزاید: در یکی از کتابها یهودیان را میمون و مسیحیان را خوک توصیف کرده است و در کتابی دیگر عقل زنان را کمتر از مردان می‏داند و انجام هرگونه فعالیت اجتماعی را از زن سلب می‏کند.

در این فیلم، همچنین گزارشی تصویری از مکانی در لندن به نمایش درمی‏آید که مملو از کتابهای مذهبی وهابیت است. وهابیت تکفیری از فرقه‏های منحرفی است که با دسیسه‏های استعمار در جهان اسلام رشد و نمو کرد و در تلاش است مرزهای خود را در فراسوی جهان اسلام گسترش دهد.

+ نوشته شده توسط saam در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:51 |

به گزارش شیعه نیوز ، ایت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی(دام ظله) به مناسبت فرارسیدن 25 شوال سالروز شهادت رییس مذهب تشیع حضرت امام جعفر ضادق علیه السلام بیانیه ای را صادر فرمودند که متن این بیانیه به شرح زیر است :

غرض از افرینش عالم و ادم ، معرفت و عبادت خداوندی است که ایات علم و قدرت و حکمت بی انتهای او در تمام کائنات نمایان است ، و نظم حاکم بر جهان از ترکیب یک ذرّه تا هزاران کهکشان گواه وحدانیّت او است .

 
وبعثت تمام انبیاء برای این است که عقل ادمی را به علم ، و اراده او را به ایمان، و روح او را به مکارم اخلاق ، و اعمال او را به خیر و صلاح هدایت کنند ، و نظامی قائم به قسط و عدل با اجرای احکام خداوندی که اسمان و زمین را به عدل به پا داشته به وجود اورند ، و ان غرض از خلقت و ان هدف از بعثت به وجود کسی میسّر شد که اصول و فروع اسلام را که حاصل رسالت فرستادگان خدا از ادم تا خاتم است از مبدأ تا معاد و از طهارت تا دیات به بشریّت اموخت ، و افاق افکار را به انوار علم و حکمت کتاب و سنّت منوّر کرد .

عامّه و خاصّه به علم و اجابت دعاء او که دو علامت امامت است اعتراف کردند ، و اعلام علمای اسلام شهادت دادند که انچه بشر به علم ان تا روز قیامت محتاج است ، در کتاب اوست .

خاتم انبیاء او را صادق نامید ، و اسم او را به روایت امام زین العابدین ( علیه السلام ) نزد اهل اسمان صادق است .

 خداوندی که فرموده « یا ایّها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصّادقین » چنین صادقی را حجّت خود قرار داده است .

اول امام اهل سنت ، مالک بن انس میگوید :« چشم من افضل از جعفربن محمّد در فضل و علم و ورع  ندیده است ».
 
و ابو حنیفه او را اعلم الناس دانسته ، و از امام مالکیه نقل شده است که بر قلب بشری افضل از اودرعلم و عبادت و فضل و ورع خطور نکرده است .

سعادتمند مردمی که پیرو صادقی باشند که صادق ال محمّد ( صلوات الله علیهم اجمعین ) است .

ابن شهر اشوب در(مناقب) و قطب راوندی در (خرائج) از مفضل بن عمر روایت کردند که :


« با ابی عبدالله جعفربن محمّد ( علیه السلام ) می رفتیم ، به زنی برخورد کردیم که گاو مرده در مقابلش بود ، و ان زن و کودکانش گریه میکردند . ان حضرت از سبب گریه ان زن و طفلانش پرسید . گفت : این حیوان وسیله معیشت من و وطفلانم بود ، و اکنون در کار خود متحّیرم که چه کنم ؟ فرمود : میخواهی خدا او را برای تو زنده کند ؟ ان زن گفت : ایا با این مصیبت مرا مسخره میکنی ؟ دعایی خواند و پای خود را به ان حیوان زد ، گاو به سرعت سر پا ایستاد ، ان زن گفت : به پروردگار کعبه ، او عیسی بن مریم است .

ان حضرت به میان مردم رفت تا کسی او را نشناسد »

کسی که از قدمش اعجاز نفس عیسی ظاهر میشود و نفسش حیات ابد به ادمیّت می بخشد و مذهبش صراط مستقیمی است که انبیاء و مرسلین و شهدا و صّدیقین و عباد الله الصّالحین به ان متنعّمند ، روز شهادتش روز مصیبت اسلام و مسلمین است .

وظیفه کسانی که مشرّف به شرف مذهب جعفری هستند ان است که روز شهادت ان حضرت به پا خیزند و در هیئات عزاداری به شوق زیارت ان قبر ویرانه که کنر مخفی خدا در ان ارمیده ، بر سر و سینه زنند ، و به ناله های جانسوز به یاد ان امام مظلوم و پیکر مسموم و مرقد مهدوم، مشمول دعای ان حضرت شوند که فرمود : « اللهم ارحم الصّرخة التی کانت لنا » .

خوشا به حال ان دسته های عزاداری که با ان ناله ها، به دعای او رحمتی نصیبشان شود که خدای متعال فرمود:« و رحمة ربّک خیر ممّا یجمعون »

« فعلی الآطائب من اهل بیت محمّد و علی ( صلی الله علیهماو الهما)  فلبیک الباکون »

 
انا لله و انا الیه راجعون
حسین وحید خراسانی
15 شوال 1429

+ نوشته شده توسط saam در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 17:16 |

محور ششم : خشونت ذاتي و اخلاق تند عمر :

يكي از خصلت‌هاي معروف عمر بن الخطاب كه تمامي مسلمين بر آن اتفاق و اجماع دارند ، اخلاق تند و رفتار بد او با مردم و به خصوص با خانواده‌اش است . موارد بسياري در باره ترش رويي و اخلاق ناسازگار عمر با مردم نقل شده است كه ما فقط به چند مورد اشاره خواهيم كرد .

ابن تيميه حراني مي‌نويسد :

وقد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر وقالوا ماذا تقول لربك وقد وليت علينا فظا غليظا .

منهاج السنة ، ج6 ، ص155 ، الناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة الأولى ، 1406، تحقيق : د. محمد رشاد سالم عدد الأجزاء : 8 .

صحابه با ابوبكر در باره جانشيني عمر با او صحبت كردند و گفتند : چرا يك فرد خشن و غير صالح را بر خلافت گزيده اى و بر مردم تحميل كردى ؟ فردا جواب خدا را چه خواهى داد ؟

و در جاي ديگر مي‌نويسد :

لما استخلفه أبو بكر كره خلافته طائفة حتى قال طلحة ماذا تقول لربك إذا وليت علينا فظا غليظا .

همان ، ج7 ، ص 461 .

زماني كه ابوبكر عمر را به جانشيني انتخاب كرد ، برخي از اين انتخاب ناراحت شدند ، طلحه گفت : جواب خدا را چه خواهى داد هنگامي كه به ملاقات او بروي از بابت اين‌كه فردي خشن و بد اخلاق را بر ما مسلط كردي ؟

و نيز شاه ولي الله دهلوي ناصبي در مقصد أول از فصل چهارم كتاب ازالة الخفاء مي‌نويسد :

وأخرج أبو بكر بن أبي شيبة عن زيد بن الحارث ، أن أبا بكر حين حضره الموت أرسل إلى عمر يستخلفه فقال الناس : تستخلف علينا فظا غليظا ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ فما تقول لربك إذا لقيته .

ابن أبي شيبه از زيد بن حارث نقل كرده است كه : وقتي در حال احتضار قرار گرفت ، كسي را به دنبال عمر فرستاد تا او را جانشيني خود كند ، مردم گفتند : كسي را بر ما مسلط مي‌كني كه خشن و بد اخلاق است ، جواب خدا را چه خواهي داد هنگامي كه او را ملاقات كني از بابت اين كه شخص بد اخلاق و خشني مثل عمر را بر ما مسلط مي‌كني .

تمامي اصحاب رسول خدا ؛ اعم از مهاجرين و انصار به انتخاب عمر اعتراض كردند و عمده دليل آن‌ها نيز خشونت ذاتي و اخلاق تند عمر بوده است . روايت در اين باب آن‌قدر زياد است كه از حد تواتر نيز گذشته است . ما اين دو روايت از زبان ابن تيميه و شاه ولي الله نقل كرديم به اين خاطر بود كه اهل سنت و به خصوص وهابيت ، سخن آن دو را از سخن پيامبر نيز بالاتر مي‌دانند و لذا نمي‌توانند از اين بابت ايرادي بگيرند .

حتي در زمان خلافت عمر ، بسياري از صحابه مي‌آمدند و به از بابت اخلاق تند و آزار و اذيتي كه نسبت به مردم روا مي‌داشت اعتراض مي‌كردند . مسلم نيشابوري در صحيحش مي‌نويسد كه أبي بن كعب خطاب به عمر گفت :

يَا ابْنَ الْخَطَّابِ فَلَا تَكُونَنَّ عَذَابًا عَلَى أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ .

صحيح مسلم ، ج 6 ، ص179، كتاب الآداب، باب الاستيذان .

اي پسر خطاب ! بر اصحاب رسول خدا عذاب نباش .

اين نشان مي‌دهد كه صحابه رسول خدا از اخلاق تند عمر و از بد اخلاقي‌هاي او در امان نبودند و اين نوع رفتار عمر ، مردم را به ستوه آورده بوده كه كساني همچون أبي بن كعب مي‌آيند و به عمر اين مسأله را متذكر مي‌شوند . از اين‌ها كه بگذريم ، مهم اخلاق و رفتار عمر با خانواده اش است كه همين اخلاق ، او را در بسياري از خواستگاري‌ها با شكست مواجه كرده است . ما به چند نمونه اشاره مي‌كنيم .

طبري و ابن أثير ، دو تاريخ نويس معروف اهل سنت مي‌نويسند :

وخطب أم كلثوم ابنة أبي بكر الصديق إلى عائشة فقالت أم كلثوم : لا حاجة لي فيه إنه خشن العيش شديد على النساء . فأرسلت عائشة إلى عمرو ابن العاص فقال : أنا أكفيك . فأتى عمر فقال : بلغني خبر أعيذك بالله منه . قال : ما هو ؟ قال : خطبت أم كلثوم بنت أبي بكر . قال : نعم ، أفرغبت بي عنها أم رغبت بها عني ؟ قال : ولا واحدة ولكنها حدثة نشأت تحت كنف أمير المؤمنين في ليني ورفق ، وفيك غلظة ، ونحن نهابك وما نقدر أن نردك عن خلق من أخلاقك فكيف بها .

الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 54 – 55 و تاريخ الطبري ، ج 3 ، ص 270 .

عمر بن خطاب ابتدا به خواستگارى ام كلثوم دختر ابوبكر رفت ، عايشه اين پيشنهاد را با خواهرش مطرح كرد . در پاسخ گفت : مرا با او كارى نيست . عايشه گفت : آيا اميرالمؤمنين را نمى خواهى ؟ گفت : آرى نمى خواهم ، او در زندگى سخت و خشن و با زنان تندخو و بد رفتار است . عايشه كسى را نزد عمرو عاص فرستاد و ماجرا را براي او بازگو كرد . عمرو عاص گفت : من ماجرا را درست مى كنم ، آن گاه نزد عمر رفت و گفت : اى امير مؤمنان خبرى شنيده ام كه خدا كند درست نباشد ، عمر گفت : چيست ؟ گفت : ام كلثوم دختر ابوبكر را خواستگاري كرده‌اي ؟ گفت : بله ، مرا براى او نمى‌پسندى يا او را براى من نمى‌پسندى ؟ گفت : هيچكدام ، ولى او نوسال است و در سايه ام المؤمنين عايشه با ملايمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخويى و ما از تو مى ترسيم و نمى توانيم هيچيك از عادات تو را بگردانيم ... و من بهتر از او را به تو نشان مى دهم : ام كلثوم دختر على بن ابيطالب را...»

اخلاق بد عمر آن قدر معروف بوده است كه حتي دختران خردسال از آن آگاه بوده اند .

و جالب اين است كه عمر سخن عمروعاص را مي‌پذيرد تا مبادا با اخلاق بد خود روح ابوبكر را آزرده باشد ؛ اما به خود جرأت مي‌دهد كه به پيشنهاد عمروعاص ناصبي به خواستگاري دختر رسول خدا برود . آيا رعايت حق ابوبكر لازم ؛ اما رعايت حق رسول خدا لازم نيست ؟  اين نشان مي‌دهد كه هدف عمروعاص نيز از اين پشنهاد اذيت و‌ آزار ذريه رسول خدا بوده است و گرنه با توجه به علمي كه از اخلاق عمر داشت ، نبايد اين پشنهاد را مي‌كرد . عمرو عاص تندخويى و درشتى را بر دختر ابوبكر و آزار و اذيت او را روا نمى داند ، امّا تندخويى و اذيت و آزار را بر ذريه رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) روا مى داند و عمر نيز اين پشنهاد را مي‌پذيرد !

همچنين مقريزي از علماي اهل سنت داستان خواستگاري از دختر ابوبكر را اين‌گونه نقل مي‌كند كه بعد از خواستگاري ، مغيرة بن شعبه به ديدار عايشه رفت ، او را غمگين و ناراحت ديد ، از او علت ناراحتي او را پرسيد ، عايشه گفت : عمر از ام كلثوم خواستگاري كرده ، او دختر خردسالي است و من اميد زندگي بهتر از زندگي با عمر براي او دارم . مغيره از خانه عايشه بيرون آمد و نزد عمر رفت و به او گفت :

إلا إنك يا أمير المؤمنين رجل شديد الخلق على أهلك ، وهذه صبية حديثة السن، فلا تزال تنكر عليها الشئ فتضربها ، فتصيح ، فيغمك ذلك ، وتتألم له عائشة ...

إمتاع الاسماع، المقريزي، جلد: 6، ص207.

تو اي امير المؤمنين ، مردي سخت‌گير و بد اخلاق نسبت به خانواده‌ات هستي و ام كثوم دختر خردسالي است ، مي‌ترسم به زور چيزي از او بخواهي و او اطاعت نكند و تو او را كتك بزني و او داد و فرياد و تو را ناراحت كند و عايشه نيز از اين عمل غمگين شود ...

عمر با شنيدن سخنان مغيره ، سخن او را تأييد و دست از خواستگاري برداشت . اين نشان مي دهد كه حتي كساني همچون عمروعاص و مغيرة بن شعبه كه از مشاورين و معاونين نزديك عمر به حساب مي‌آمدند ، از اخلاق بد و ناسازگار او با خانواده و اطرافيانش آگاه بوده‌اند و عمروعاص با هدف آزار و اذيت خاندان رسول خدا و دشمني ديرينه‌اي كه با آن حضرت داشتند ، اين پشنهاد را مطرح كرده‌ است .

ابن عبد البر نيز مي‌نويسد :

خطب عمر بن الخطاب أم كلثوم بنت أبي بكر إلى عائشة فأطمعته وقالت أين المذهب بها عنك فلما ذهبت قالت الجارية تزوجيني عمر وقد عرفت غيرته وخشونة عيشه والله لئن فعلت لأخرجن إلى قبر رسول الله صلى الله عليه وسلم ولأصيحن به .

الاستيعاب ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 1807 .

عمر ، ام كلثوم دختر ابوبكر را از عايشه خواستگاري كرد ، عايشه او را اميدوار كرد و به ام كلثوم گفت ، رأي تو در اين باره چيست ؟ ام كلثوم گفت : تو را مرا به ازدواج عمر در مي‌آوري ؛ در حالي كه مي‌داني كه او در زندگي چه قدر سخت‌گير و خشن است ؛ به خدا اگر اين كار را انجام دهي ، من به سوي قبر رسول خدا مي روم و در نزد آن حضرت فرياد خواهم زد .

همچنين طبري و ابن أثير مي‌نويسند :

وخطب أم أبان بنت عتبة بن ربيعة فكرهته وقالت يغلق بابه ويمنع خيره ويدخل عابسا ويخرج عابسا .

تاريخ الطبري ، ج 3 ، ص 270 و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 55 .

عمربن خطاب از «ام ابان بنت عتبه» خواستگارى كرد آن دختر نمى پذيرفت و مى گفت : درش را مى بندد ، خيرش به كسى نمى رسد ، عبوس مى آيد و عبوس مى رود .

با اين وضعيت اخلاقي عمر ، چگونه ممكن است امير المؤمنين عليه السلام دخترش را به چنين فرد خشن و بد اخلاق بدهد و با تن دادن به اين ازدواج اسباب آزار و اذيت روح نبي مكرم اسلام و حضرت زهرا سلام الله عليها را فراهم كند ؟

محور هفتم : علي عليه السلام عمر را دروغگو ، خيانت كار و ... مي‌داند :

مسلم نيشابوري به نقل از عمر بن الخطاب مي‌نويسند كه وي خطاب به امام علي عليه السلام و عمويش عباس گفت :

ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

صحيح مسلم ، ج5 ، ص152 ، كتاب الحدود ، باب حكم الفئ .

ابوبكر از دنيا رفت و من بعد از او خليفه پيامبر و ابوبكر شدم و شما ( علي عليه السلام و عباس ) مرا دروغگو ، گناه كار ، فريب‌كار و خيانت‌كار مي‌دانستيد .

اين اعتقاد واقعي امير المؤمنين عليه السلام نسبت به خليفه اول و دوم بوده است ؛ آيا امكان دارد كه شخص عاقل دختر نازنينش را به چنين فردي بدهد ؟ چه رسد به امير المؤمنين عليه السلام .

محور هشتم : ازدواج با تهديد و زورگويي

در كتاب‌هاي شيعه نيز رواياتي در اين باب وجود دارد ؛ اما با بررسي تك تك آن‌ها متوجه خواهيم شد كه اين روايات نه تنها روابط حسنه ميان حضرت امير عليه السلام با عمر بن خطاب را ثابت نمي كند ؛ بلكه نشانگر روابط زورمدارانه و رسيدن به اهداف از راه توسل به زور مي باشد .

مرحوم كليني رضوان الله تعالي عليه در كتاب كافي اين روايات را نقل مي‌كند :

1 . مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ لَمَّا خَطَبَ إِلَيْهِ قَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّهَا صَبِيَّةٌ قَالَ فَلَقِيَ الْعَبَّاسَ فَقَالَ لَهُ مَا لِي أَ بِي بَأْسٌ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قَالَ خَطَبْتُ إِلَى ابْنِ أَخِيكَ فَرَدَّنِي أَمَا وَ اللَّهِ لَأُعَوِّرَنَّ زَمْزَمَ وَ لَا أَدَعُ لَكُمْ مَكْرُمَةً إِلَّا هَدَمْتُهَا وَ لَأُقِيمَنَّ عَلَيْهِ شَاهِدَيْنِ بِأَنَّهُ سَرَقَ وَ لَأَقْطَعَنَّ يَمِينَهُ فَأَتَاهُ الْعَبَّاسُ فَأَخْبَرَهُ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَجْعَلَ الْأَمْرَ إِلَيْهِ فَجَعَلَهُ إِلَيْهِ .

هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود : زماني كه عمر بن الخطاب از ام كلثوم خواستگاري كرد ، امير المؤمنين به او فرمود : ام كلثوم خردسال است . امام صادق مي‌فرمايد : عمر با عباس ملاقات كرد و به او گفت : من چگونه ام ، آيا مشكلي دارم ؟ عباس گفت : تو را چه شده است ؟ عمر گفت : از برادر زاده‌ات دخترش را خواستگاري كردم ، دست رد بر سينه‌ام زد ، قسم به خدا چشمه زمزم را پر خواهم كرد ، هيچ كرامتي را براي شما نمي‌گذارم ؛ مگر اين كه آن را از بين ببرم ، دو شاهد بر مي‌انگيزم كه او سرقت كرده و دستش را قطع خواهم كرد . عباس به به نزد امير المؤمنين عليه السلام آمد ، او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست كرد كه تصميم در اين باره را بر عهده او نهد ، حضرت امير نيز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت .

2 . عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فِي تَزْوِيجِ أُمِّ كُلْثُومٍ فَقَالَ إِنَّ ذَلِكَ فَرْجٌ غُصِبْنَاه .

الكافي ، 5 ، 346 .

از امام صادق عليه السلام در باره ازدواج ام كلثوم سؤال كردند ، حضرت فرمود : او ناموسي است كه از ما غصب كرده‌اند .

3 . حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا أَوْ حَيْثُ شَاءَتْ قَالَ بَلْ حَيْثُ شَاءَتْ إِنَّ عَلِيّاً (عليه السلام) لَمَّا تُوُفِّيَ عُمَرُ أَتَى أُمَّ كُلْثُومٍ فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى بَيْتِه .

الكافي ، ج6 ، ص115

عبد الله بن سنان و معاوية بن عمار مي گويند :‌ از امام صادق عليه السلام در باره زني كه شوهرش مرد سؤال كردم كه در كجا عده نگه‌دارد ؟ حضرت فرمود : هر جا كه بخواهد مي‌تواند عده‌اش را نگه دارد . سپس فرمود : هنگامي كه عمر مُرد ، علي عليه السلام به نزد ام كلثوم آمد و دست او را گرفت و به خانه خويش برد .

4 . مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ امْرَأَةٍ تُوُفِّيَ زَوْجُهَا أَيْنَ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا تَعْتَدُّ أَوْ حَيْثُ شَاءَتْ قَالَ بَلَى حَيْثُ شَاءَتْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَلِيّاً ع لَمَّا مَاتَ عُمَرُ أَتَى أُمَّ كُلْثُومٍ فَأَخَذَ بِيَدِهَا فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى بَيْتِهِ .

الكافي ، ج6 ، ص115

سليمان بن خالد مي‌گويد : از امام صادق عليه السلام در باره زني كه شوهرش مرده سؤال كردم كه آيا در خانه شوهرش عده نگه دارد يا هر جا كه دلش خواست ؟ امام عليه السلام فرمود : هر جا كه دلش مي‌خواهد ، سپس فرمود : وقتي عمر از دنيا رفت ، امام علي عليه السلام دست ام كلثوم را گرفت و به خانه‌اش آورد .

اهل سنت هرگز به اين روايات استدلال نخواهند كرد ؛ زيرا با كنارهم قرار دادن اين روايات ، حتي بر فرض وقوع اين ازدواج ، هيچ خدمتي به حسن روابط بين امام علي عليه السلام و عمر بن الخطاب نمي‌كند ؛ بلكه سوء روابط را ثابت مي‌كند ؛ زيرا حد اكثر چيزي كه اين روايات ثابت مي‌كنند ، ازدواج با تهديد و ارعاب ؛ آن‌هم با دختر خردسالي بوده است كه نه خودش به اين ازدواج راضي بوده و نه پدرش .

آيا چنين ازدواجي مي‌تواند براي عمر بن خطاب فضيلت محسوب شود و آيا مي‌تواند دلالت بر صميميت و دوستي ميان خليفه دوم و امير المؤمنين داشته باشد ؟ از برخي از روايات اهل سنت نيز استفاده مي‌شود كه اين ازدواج بعد از تهديد‌ها و زورگويي‌هاي عمر اتفاق افتاده و شلاق عمر نقش اساسي در اين ازدواج داشته است .

طبراني و هيثمي مي‌نويسند : بعد از آن كه امام علي عليه السلام با عقيل ، عباس و امام حسن مشورت كرد ، عقيل مخالفت و به امام علي عليه السلام اعتراض كرد و گفت اگر اين كار را انجام دهي ، چنين و چنان مي‌شود . امام علي عليه السلام به عباس فرمود :

والله ما ذلك منه نصيحة ولكن درة عمر أحرجته إلى ما ترى .

معجم الكبير ، ج3 ، ص45 و مجمع الزوائد ، ج 4 ،‌ ص272 .

به خدا سوگند ! سخن او از روي خيرخواهي نبود ؛ بلكه تازيانه عمر او را به آن‌چه مي‌بيني واداشته است .

و ابن سعد مي‌نويسد كه وقتي امام علي عليه السلام خردسال بودن او را دليل بر رد خواستگاري عمر يادآوري كرد ، عمر گفت :

إنك والله ما بك ذلك. ولكن قد علمنا ما بك .

الطبقات الكبرى 8: 464.

به خدا سوگند ! عذر تو اين نيست ؛ ولي مي‌دانم كه هدف تو چيست !

و نيز هيثمي و طبراني نوشته‌اند كه وقتي عمر از مخالفت عقيل با خبر شد ، گفت : ويح عقيل ، سفيه أحمق .          مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص272 و معجم الكبير للطبرانى ، ج 3 ، ص45.

واي بر عقيل ، او سفيه و احمق شده است

طبري در ذخائر العقبي مي‌نويسد :

خطب عمر إلى علي ابنته أم كلثوم فأقبل علي عليه وقال إنها صغيرة فقال عمر لا والله ما ذلك بك ولكن أردت منعي .

ذخائر العقبى، احمد بن عبد الله الطبري، ص 168_167.

عمر ، ام كلثوم را از امام علي عليه السلام خواستگاري كرد ، امام علي آمد و فرمود : او خردسال است ، عمر گفت : به خدا سوگند ، عذر تو اين نيست ؛ بلكه فقط مي‌خواهي مرا از اين امر بازداري !

اگر واقعاً قصد امير المؤمنين منع عمر بود و به اين ازدواج راضي نبود ، چرا عمر اين همه اصرار و تهديد مي‌كند ؟ آيا يك حاكم مسلمان حق دارد براي به دست آ‌وردن دختر مسلمان ؛ آن‌هم دختري كه هنوز به سن بلوغ شرعي نرسيده است ، دست به چنين تهديد‌هايي بزند ؟

البته در تاريخ نمونه‌هاي زيادي وجود دارد كه زورمداران و سردمداران با تأسي از عمر ، وقتي مي‌خواستند خانواده و بستگان رسول خدا را آزار و اذيت كنند ، پشنهاد ازدواج با دختران و نواده‌هاي پيامبر را مطرح مي‌كردند و اگر آن‌ها موافق نبودند ، با زور و تهديد اين كار را عملي مي‌كردند . نمونه بارز آن ازدواج زور مدارانه و ازدواج غاصبانه حجاج بن يوسف ثقفى با دختر « عبدالله بن جعفر بن ابيطالب » است كه به منظور توهين به خاندان رسول خدا مبادرت به غصب ناموس هاشمى كرد .

ابن جوزي مي‌نويسد :

وتزوج ال