| جایگاه و چشمانداز "دانشگاه ادیان و مذاهب" |
|
|
| 22 خرداد 1387 ساعت 01:32 | |
|
روابط عمومی دانشگاه ادیان و مذاهب، در مصاحبه ای با حجت الاسلام و المسلمین نواب ،ریاست این دانشگاه، به بررسی جایگاه و چشم انداز " دانشگاه ادیان و مذاهب " پرداخته است که متن کامل آن، به نقل از سایت مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب ، در ادامه مطلب می آید. با تشكر از وقتی كه در اختیار ما گذاشتید، با توجه به ارتقاء مركز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب به دانشگاه ادیان و مذاهب، هدف شما از این توسعه آموزشی چه بوده است؟ نخست تصحیح كنم: مركز مطالعات ادیان همچنان به قوت خودش باقی هست به عنوان مركزی مستقل وابسته به دانشگاه ادیان و مذاهب، و معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان با حفظ سمت، رییس مركز مطالعات ادیان خواهد بود و استقلال درونی خودش را حفظ خواهد کرد. آنچه كه به دانشگاه تبدیل شده، مؤسسه آموزش عالی غیر دولتی و غیر انتفاعی ادیان و مذاهب است. اما راجع به هدف ما از ایجاد دانشگاه، بعد از بررسیهایی كه وزارت علوم در مورد مؤسسه به عمل آورد، به این نتیجه رسید كه با توجه ظرفیت كتابخانه و تعداد اعضای هیئت علمی كه بزرگترین شاخص را در بین مراكز غیرانتفاعی دارد، این مؤسسه لیاقت دانشگاه شدن را دارد. در حقیقت یك قوهای بوده كه به فعلیت رسیده است. در ضمن ما تعداد رشتههای دانشگاه را نمیخواهیم افزایش بدهیم، بلكه بر همان سه تا دانشكدهای كه داریم، متمركز خواهیم ماند: دانشكده شیعه شناسی، دانشكده مذاهب اسلامی و دانشكده ادیان.
انگیزه انتخاب رشتههای آموزشی موجود را توضیح دهید. ما این رشته ها را نیاز داشتیم به دلیلی كه برای تداوم حیات پژوهشی در حوزه، به نیرو احتیاج داریم. و راه جذب این نیروها از طرف مراكز پژوهشی دیگر از طریق مدرك صورت می گیرد و جاذبه بیشتری هم خواهد داشت.
برای پرهیز از موازیكاری با مراكز آموزشی مشابه دیگر چه چارهای اندیشیدهاید؟ مراكزی مثل مؤسسه مذاهب اسلامی قم یا دانشگاه مذاهب اسلامی تهران یا مراكزی با رشتههای ادیان و عرفان؛ آیا اقدام جدیتری در اینجا قرار است صورت بگیرد یا اینجا هم دانشگاهی است مثل بقیه دانشگاههای كشور؟ نخست: در مسئله آموزشی موازيکاري معنی ندارد! ما در دانشگاه تهران رشته حقوق داریم، همچنین در دانشگاه شهیدبهشتی و علامه طباطبایی و... رشته حقوق داریم، در عین این كه هيچگونه موازيکاري احساس نميشود؛ به دلیل این كه بالا رفتن آموزش از شاخصههای توسعه فرهنگی یك كشور است و زیاد شدن مراكز آموزشی نشانه بالا رفتن سطح توسعه فرهنگی آن كشور است. دوم: به اذعان خود دستاندركاران آموزشی و پژوهشی از جمله آیت الله مصطفوی، رئیس وقت دانشكده الاهیات، بعد از بازدید از اینجا اظهار داشتند: "كاری كه در هشتاد سال نكردهایم شما بعد از چهارسال انجام دادهاید." ما هفتاد اثر پژوهشی چاپ كردهایم، كدام مركز پژوهشی چنین خروجی و تولیدی داشته است؟ سوم: تفاوت مقطع تحصیلی ماست با مراكز دیگر كه آنها بیشتر در مقطع كارشناسی فعالیت میكنند و ما در مقطع كارشناسی ارشد به بالا، آنهم در حد تحصیلات تكمیلی و تربیت استاد و پژوهشگر. چهارم: تفاوت عمق كار پژوهشی و آموزشی ماست. در امر پژوهشی هفتاد اثری كه تا بهحال عرضه كردهایم و همچنان با همان كمیت و كیفیت در حال عرضه و چاپش هستیم، گواه ادعای ماست. در امر آموزش هم نوددرصد نیروهای ما طلبه و حداقل دارای سطح دو حوزه هستند كه اكنون بعد از ده سال تحصیل و قبولی در پایه 9 به عنوان مبتدی پذیرفته میشوند. پنجم: كه نكتهای اساسی است، تعداد بالای هیئت علمی دانشگاه است در مقابل درصد دانشجویانی كه داریم. من قصد تخریب ندارم، اما مطلعم در كشور دانشگاهی داریم كه حتی پنج نفر عضو هیئت علمی ندارد! درحالی كه وزارت علوم معتقد است دانشگاه ادیان بزرگترین شاخص عضو هیئت علمی در ایران را دارد. یعنی هیچ جای كشور مثل دانشگاه ما 250دانشجو به همراه 50 نفر هیئت علمی ندارد. عضو هیئت علمی را همه به خاطر هزینهی سنگینش از استخدام آن فرار میكنند. با این دلایل ثابت میشود این دانشگاه موازی با مركز آموزشی پژوهشی دیگری نیست.
آیا قصد راه اندازی دوره دكتری هم دارید؟ قطعاً چنین تصمیمی داریم و با جدیت پیگیر آن هستیم. همین هفتهی پیش سرفصل دوره دكتری "عرفان اسلامی و تصوف" در كمیته وزارت علوم به تصویب رسید. بقیه رشتهها را هم به ترتیب و همراه با زمانبندی مشخص، راهاندازی خواهیم كرد.
نخستین دوره دكتری از چه زمانی آغاز به كار خواهد كرد؟ انشاءالله از نیمه اول سال 87-88 حتماً دوره دكتری خواهیم داشت.
از معاونت فرهنگی و دانشجویی چه انتظارات و توقعاتی هست؟ بعد از ارتقاء مركز به دانشگاه، طبیعتاً نظم مشخصی را كه وزارت علوم تصویب كرده است، در همه امور باید بپذیریم. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز شرح وظایفی را برای همه معاونتها مدون و تعریف كرده است.
پس با این حساب نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه و... هم ایجاد میشود؟ هرچه كه وزارت علوم به ما ابلاغ كند راه اندازی خواهیم كرد. البته خود نهاد نمایندگی بر ایجاد دفتر در دانشگاههای هماهنگ مثل باقرالعوم و تربیت مدرس اصرار چندانی ندارد.
آیا برای فارغ التحصیلان سطوح مختلف این دانشگاه تدبیری اندیشیدهاید؟ اولاً، اینجا غیرانتفاعی هست و بخشی از دولت نیست. حتی دولت هم نسبت به رتبههای برتر دانشگاهی تعهدی برای جذب ندارد. این اشتباهی هست كه از ابتدای انقلاب به واسطه نهادها در ذهن افتاده است كه آنها آمدند برای خودشان دانشگاه درست كردند و شانس پذیرش را از دیگران گرفتند. ببینید، آموزش یك وظیفه دارد و پذیرش و استخدام هم وظیفهای دیگر كه این دو به اشتباه در ذهنها گره خورده است. ما میدانیم كه شانس پذیرش دانشجویان ما در دانشگاههای دیگر خیلی زیاد است؛ منتها اول وزارت علوم باید به دانشگاهها فشار بیاورد كه نسبت خودشان را در هیئت علمی رعایت كنند. الان این استاندارد در هیچ جای كشور رعایت نمیشود. اگر این كار انجام بشود تا ده برابر آنچه ما تربیت میكنیم دانشگاهها ظرفیت پذیرش دارند با توجه به اینكه ما در حد تحصیلات تكمیلی نیرو تربیت میكنیم. البته ما بهترین فارغالتحصیلان را با توافق خودشان نخواهیم گذاشت كه بروند و جذبشان خواهیم كرد.
شما به تازگی دفتری را به نام "ادیان و حقوق بشر" تأسیس كردهاید. در این مورد چه ضرورتی وجود داشت؟ آیا به موازات این اقدام، مراكز دیگری داریم یا نه؟ ببینید! ما از پانزده سال قبل با جناب آقای متكی، وزیر محترم امور خارجه فعلی كه آن موقع معاون امور بینالملل وزارت خارجه بودند، در مورد حقوق بشر همكاری شخصی داشتیم. بعداً هم ایشان با توجه به همكاری و سوابقی كه با هم داشتیم، حقوق بشر را در وزارت خارجه فعال كردند. ما احساس كردیم حقوق بشر در جهان از این رنج میبرد كه ما هنوز نتوانستهایم به دنیا بفهمانیم كه ادیان یك حقوق و قوانین مورد تأیید خودشان را دارند؛ بنابراین نمیشود یك حقوق سكولار نوشت و به دنیا تحمیل كرد. بنده هم مسئول گروه ادیان و حقوق بشر را در آن كمیته - كمیتهی مفصلی هست و تمامی مسئولین و نمایندگان سابق ایران در سازمان ملل از اول تاریخ انقلاب تا به حال در آنجا هستند، همچنین اساتید برجسته حوزه و دانشگاه - بنده هم به ذهنم رسید دانشگاه میتواند بهترین پشتیبانی آن طرح باشد. البته اگر هم وزارت خارجه طرحی به ما نداد ما كار خودمان را ادامه میدهیم. در هیچ كجا شبیه و موازی با دفتر ادیان و حقوق بشر وجود ندارد كه نگران كار تكراری یا موازی باشیم. ممكن است دفتری برای بررسی حقوق بشر وجود داشته باشد، اما با عنوان تخصصی "ادیان و حقوق بشر" در هیچجا نبوده است. و ما در حقوق بشر تخصصی میخواهیم كار كنیم. وگرنه دفتر مطالعات حقوق بشر در قوه قضائیه هست یا سازمان حقوق بشر اسلامی هم داریم، همچنین در دانشگاه مفید... اما با این عنوان تخصصی ادیان و حقوق بشر نداشتهایم. پس ما كار تكراری و موازی نكردهایم و كاملاً تخصصی هست. و از این قبیل دفاتر تخصصی و موضوعمحور در دانشگاه ادیان ادامه خواهد یافت. مثلاً شاید دفتری به نام ادیان و خانواده، ادیان و اخلاق، ادیان و اقتصاد، ادیان و فرهنگ و... راه بیندازیم و این جزو انتظارات و تخصص اینجاست.
به عنوان آخرین سؤال: دورنما و آینده دانشگاه ادیان را چطوری پیشبینی میكنید؟ من فكر میكنم این دانشگاه خلأیی را در كشور پر كرده است، علیرغم آنچه شما در سوالتان مطرح كردید كه مراكز مشابه و همعرضی هست، اما با اطلاعی كه من دارم هیچ مركز مشابهی در كشور نیست. یك لیسانس ادیانی در بعضی از دانشگاههای مرسوم هست، حتي ادیان تطبیقی، فلسفه غرب و دینشناسی و... هم شاید داشته باشیم، اما مجموعهای كامل كه همه ادیان را یكجا بررسی كند، نداریم. این بررسی یكجای ادیان خیلی مسئله مهمی است، به طور مثال وقتی ما درباره عرفان اسلامی كار میكنیم، نمیتوانیم از كنار عرفان بودا یا حتا عرفان یهود و... به راحتی بگذریم. اینجا مركزی هست كه به همین دلیل مطالعات جامع، رشتهها همدیگر را تقویت میكنند و همچین چیزی در كشور نیست. ثانیاً در همین چهارده سال كه از سال 73 شروع كردیم تا به الان، اقبال و استقبالی كه از ما شده، نشاندهندهی این است كه اینجا چقدر جایش در كشور خالی بوده است. الان هیئتهای خارجی كه مرتب به دیدن دانشگاه میآیند یا فرصتهای مطالعاتی كه از ما درخواست میكنند –همین الان با تمام امكانات محدودی كه داریم، چند مهمان خارجی داریم كه از هند تشریف آوردهاند- و نیز قراردادهایی كه با دانشگاههای مختلف منعقد كردهایم، این توقعی كه از حوزه علمیه قم به عنوان یك مركز دینی و شیعی میرود –توقع دارند كه- نگاهی هم به دیگران داشته باشد. و این تنها راهی هست كه ایجاد شده است برای نگاه به دیگران. ما اگر بخواهیم دیگران به ما نگاه مثبت داشته باشند، ما هم باید به ایشان نگاه مثبت داشته باشیم. بنابراین به نظر من یكی از موفقترین مراکزي كه آیندهای روشنی هم دارد در برخورد با بیرون از كشور ما و جزو رسالتهای اصلی حوزه علمیه است، همين دانشگاه اديان و مذاهب است. یادم هست شهید بهشتی در سال 1350 (37سال پیش) برای مدرسه حقانی برنامهای را نوشته بودند از برنامه مطالعات ادیان هم نوشتهبودند. امام موسی صدر را "مسیح لبنان" مینامند و یك نویسنده باهوش شیعی درباره ایشان نوشتهبود: این موسی هم مثل موسی (كلیم الله) سخن میگوید! امام موسی صدر استاد راهنمای جناب اسقف سبوه سركیسیان، رئیس شورای خلیفهگری ارامنه تهران بوده است كه تزش در مورد امام حسین(ع) بوده است – منظورم تعامل علمای ادیان است- مرحوم علامه طباطبایی، اوپانیشادها را میخواندهاند و مقام معظم رهبری میفرمایند: هركس وداهای هندوها را بخواند، میفهمد كه این كلمات زمینی نیستند. به نظر من این راهی هست كه آغاز شده است و اقبال از آن هم فراوان است. حتی كشورهای سنی كه خیلی برای گفت و گوی تمدنهای و گفت و گوی ادیان بهایی قائل نبودند، مثل عربستان و قطر، رقابتی را در این زمینه آغاز كردهاند. همین چهارشنبه هم اولین اجلاس نحوه گفتگوی مسلمانان با ادیان در عربستان برگزار میشود كه از من هم دعوت كردهاند. میخواهم بگویم سعودیها هم به این نتیجه پی بردهاند كه این راه را بايد انتخاب و آغاز كنند.
منبع: سایت مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب
|





